رواندرمانی و مشاوره مسیحی – سایکودرامای کاربر پسند مسیحی

سایکودراما در سال ۱۹۲۱ با JL Moreno ، پزشک پزشکی که در سال ۱۹۲۵ از اتریش به ایالات متحده مهاجرت کرده بود ، آغاز شد. بلاتنر سایکودرام را روشی از روان درمانی تعریف می کند که در آن بیماران به جای صحبت در مورد آنها ، رویدادهای مربوط به زندگی خود را به نمایش می گذارند. این شامل کاوش در عمل نه تنها رویدادهای تاریخی ، بلکه مهمتر از همه ، ابعاد رویدادهای روانشناختی است که معمولاً در فرایند نمایشی معمولی به آن پرداخته نمی شود: افکار ناگفته ، برخورد با کسانی که در حال حاضر نیستند ، به تصویر کشیدن خیالاتی از آنچه دیگران ممکن است احساس کنند و فکر کنند ، تجسم امکانات آینده ، و بسیاری از جنبه های دیگر پدیدارشناسی تجربه بشری.

حتی قبل از خروج از وین ، مورنو پیشگام بسیاری از مفاهیمی بود که امروزه اکثر مشاوران آن را بدیهی می دانند: اصطلاحاتی مانند روان درمانی گروهی ، روش های اقدام و گرم کردن. سایکودراما ، در جامع ترین تعریف خود ، کاربردهای گوناگونی را توسعه داده است: روان درمانی گروهی ، ایفای نقش بالینی ، نظارت ، ازدواج و خانواده درمانی ۲ ، بازی های نمایشی ، بازی ، درام اجتماعی و جامعه درمانی ؛ و خارج از منزل ، مانند Playback Theater ، توسط جاناتان فاکس توسعه یافته است. این بر بسیاری از مکاتب درمانی تأثیر گذاشته است: فریتز پرلز (گشتالت و تکنیک صندلی خالی). ویرجینیا ساتیر (خانواده درمانی و مجسمه سازی خانوادگی که مورنو آن را گرم اجتماعی نامید) ؛ تحلیل رفتار متقابل اریک برن). شاید یکی از درخشان ترین تحولات اخیر برای مسیحیان کتاب مقدس پیتر پیتزلس ۳ باشد ، که به عنوان شکلی از میدراش ، شکلی تجربی از داستان سرایی یهودیان/کتاب مقدس ارائه شده است. که می تواند آنقدر کاربر پسند مسیحی باشد. ۵ مورنو ، گرچه در خانواده ای یهودی سفاردی به دنیا آمد ، اما مسیحیت را دوست داشت. او یکبار گفت که مسیحیت را می توان هوشمندانه ترین و قوی ترین عملیات روان درمانی دانست که تا کنون اختراع شده است. ۶ قدردانی مورنوس از ویژگیهای شفابخش دین ، ​​مفهومی که بر خلاف اکثر تفکرات روانی این قرن بود ، موضوعی است که در همه از آثار او

مورنو دینی را مبتنی بر تصدیق شباهت به خدا در هر فرد و توانایی بیرون کشیدن خالق در هر شخص ، پیش بینی کرد. بیان این باورهای دینی در عمل ، تعامل با دیگران بر اساس اصولی است که بر اساس مقدسات خودجوش و خلاقیت در هر فرد انجام می شود. او تصریح کرد که اگر در روابط بیمار شویم ، باید در روابط خوب شویم ، خدمتی درمانی که بدن مسیح باید به همه کسانی که عضو می شوند ارائه دهد. در حالی که اکثر گفتگو درمانی ها بر شیوه شفاهی شفابخشی تأکید دارند ، سایکودرام اعمال زبان بدن ، ایفای نقش و تمرین رفتاری را وارد روان درمانی می کند. از آنجایی که بیشتر اتفاقاتی که برای ما رخ می دهد یک تجربه کامل است ، بسیار فراتر از یک کلام ، تکنیک های سایکودراما امکان بازتولید زندگی را به گونه ای فراهم می کند که می توان آن را دوباره زنده کرد ، درک کرد ، تأیید مجدد کرد ، دوباره تنظیم کرد ، با آن رفتار کرد و رفتارهای جدید را تمرین کرد. در فضایی امن و محافظت شده روابط بین اعضای گروه ، بازآفرینی جامعه و اشکال شخصی خودشان در قالب خرد درون گروه است ، و به ما این فرصت را می دهد که نحوه تعامل اعضا ، بازخورد آنها و حتی کارکردن از طریق روابط متضاد را به منظور دستیابی به آنها نشان دهیم. شیوه های جدید تعامل

چارچوب اساسی سایکودراما: چارچوب اساسی سایکودرام نیاز به یک کارگردان (درمانگر) ، کمکی (کمک درمانگر یا اعضای گروه) ، یک مرحله (جایی که در آن عمل است) ، مخاطب (سایر اعضای گروه) و شخصیت اصلی ( عضو گروه برای کار روی مسئله خود انتخاب شده است). زیبایی این ساختار در این است که به قهرمان داستان اجازه می دهد هر آنچه را که می خواهد روی صحنه اجرا کند روی صحنه نمایش دهد. داستان متعلق به بیمار است نه متعلق به درمانگر. روی هر چیزی که در تخیلات شخص باشد می توان کار کرد ، از جمله موضوعات استعاری و مذهبی ، مانند ارتباط با خدا. آنچه می خواهد با این کارها انجام دهد او حتی می تواند روشهای مختلفی را برای انجام کارها امتحان کند با این اطمینان که اگر در صحنه کار نکند ، مشتری می تواند آنها را پاک کند ، دوباره امتحان کند یا به حالت قبل برگردد.

مزیت اضافی در سایکودراما فراهم آوردن محیطی امن است که می تواند در آن مکالمات خاصی انجام شود. بسیاری از بیماران توسط درمانگران خود تشویق می شوند که به خانه بروند و با شخص مهمی صحبت کنند که احساس می کنند به آنها ظلم کرده است. گاهی اوقات ، به دلیل مرگ یا فاصله ، آن شخص در دسترس نیست ، یا گاهی اوقات فقط غیرقابل توصیه است. در مقابل ، مرحله سایکودراما فرصت بی نظیری را برای به وجود آوردن این مکالمات ارائه می دهد. شفایی که معمولاً در چنین شرایطی انجام می شود دائمی و برگشت ناپذیر است. یک درمانگر پیدا کنید تا راه حل مشکلات خود را بیابید.

حتی اگر با شخص واقعی صورت نگرفته باشد ، یک مکالمه واقعی و حل و فصل واقعی وجود داشته است. شاید گوهر موجود در تاج تکنیک های سایکودرام در مورنوس ، تغییر نقش باشد. قرار دادن خود در نقش شخص دیگر باعث می شود احساسات افراد احساس شود ، از روح آن شخص بیرون بیاید ، بینش جدیدی در مورد آنچه فرد را تیک می زند بدست آید و احتمالاً کشف کند که چه چیزی باعث می شود فرد آنچه را که انجام می دهد انجام دهد. این اغلب به معنای مرگ بر عقاید قبلی در مورد آن شخص و انگیزه او است. بازگشت به نقش خود پس از برگشت و یکسان نبودن غیرممکن است. شخص چیزی را می داند که قبلاً نمی دانست. جالب است بدانید (به عنوان یک روانشناس نمایشنامه ، نه یک متکلم) که کار نجات بخش نجات در صلیب به اوج خود می رسد ، جایی که خدا در شخص عیسی مسیح نقشها را با انسانیت معکوس می کند ، درد ، گناه و شهوت ما را احساس می کند و سپس در جای ما می میرد قیامت آخرین مهر است که دسترسی ما را به خداوند ثابت می کند. از آنجا ، هیچ چیز نمی تواند ما را از محبت خدا جدا کند.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *