روانپزشکی – کابوس مردم

خلاصه:

در این مقاله می خواهم تحقیقات کمیته شهروندان حقوق بشر در سلامت روان را مرور کنم. این سازمان در ایالات متحده و سایر کشورها است که خطرات روانپزشکی را به طور مداوم مورد توجه عموم مردم قرار داده است که عمدتا قربانی ازدواج بین شرکت های دارویی و توزیع کنندگان پولی آنها از داروهای کشنده ، روانپزشکان هستند. این اتحاد بر حرص و طمع برای پول ، سود و افتخار بنا شده است که همگی به نام علمی است که به عنوان یکی از مقامات برجسته به آن “هوکوم” می گویند.

مقدمه: تاریخچه ای کوتاه

سابقه روانپزشکی با مرگ و میر پراکنده است. شکنجه و حادثه ای نادرست که باعث می شود هر فرد عاقلی تعجب کند که چرا اجازه داده شده است این مدت طولانی به این هنر سیاه ادامه دهد. البته جنبش ضد روانپزشکی تقریباً به اندازه خود این حرفه وجود داشته است. این همه چگونه شروع شد؟ شما باید به روزگار آسایشگاه هایی که در اوایل دهه ۱۸۰۰ رشد کرده اند ، به ویژه در انگلستان و ایالات متحده ، بازگردید. این مکانها جز زندانهای دیوانه ها نبودند ، آنهایی که نمی توانستند در هنجارهای جوامع عمل کنند که نحوه رفتار و رفتار را تعیین می کرد. رئیس آسایشگاه ها یک پزشک بود ، اولین روانپزشک. این مرد بیماران روانی را در سلول ها ، بدون گرمایش ، غذای کمی اما ضایعات پوسیده ، در قفس قرار می داد و برای درمان دیوانگی آنها زندانیان با شلاق ، سوزاندن ، غوطه ور شدن در آب و بسیاری اقدامات غیرانسانی دیگر به نام درمان شکنجه می شدند. سقوط پایین آسیل خانه ها در انگلستان با موسسه York Retreat a Quaker برای بیماران روانی در خطوط بسیار متفاوت از آسایلوم هایی که م institutionsسسات دولتی بودند ، آغاز شد. در عقب نشینی یورک به زندانیان شغلی داده شد که به آنها عمل کنند ، با رعایت قوانین ساده به آنها کمک شد و برای پیروی از آنها پاداش دریافت کردند.

آنها با رفتارهای انسانی برخورد می کردند که آنها را به سمت خدا و عقل سلیم سوق می داد. در حالی که عقب نشینی یورک تا حدی موفقیت آمیز بود ، هنوز بر اساس کنترل افراد دیوانه بود. بعدها با گذشت سالها و پایان قرن نوزدهم ظهور بیمارستانهای روانی عظیمی از راه رسید. روانپزشکی سلاح های جدیدی برای شکست بیماران روانی داشت ، این بار با جراحی مغز به نام لوبوتومی ، آب درمانی ، شلنگ های آتش برای پاشیدن بیماران با جت آب اجباری ، بسته بندی پتوی مرطوب ، جایی که بیماران نمی توانند روی تخت خیس روی تخت بسته شوند. حرکت ساعت ها ، تزریق انسولین ، ایجاد تشنج مصنوعی مغز و البته درمان تشنج الکتریکی – بیماران را با برق متزلزل می کند تا مغز را بی حس نکند چرا که در وهله اول دچار مشکل شده اند. با فرا رسیدن قرن بیست و یکم ، هزینه این بیمارستانها برای دولتها بسیار سنگین شد و آنها را تعطیل کردند و به جای آنها “مراقبت در جامعه” را معرفی کردند که از قضا اصلا اهمیتی نمی داد و اکثر بیماران روانی بی خانمان و متکدیان جدید ما شدند. خیابان ها تا اوایل دهه ۱۹۰۰ بود که سرانجام فروید “درمان گفتاری” خود را راهی انسانی برای تلاش و درک وضعیت افراد مبتلا به اختلال روانی و راهی برای بینش و درمان احتمالی آنها معرفی کرد. البته شما باید به اندازه امروز برای این درمان پول داشته باشید.

روانکاوی برای کسانی است که می توانند بهای آن را بپردازند. همانطور که قرن شکوفا شد ، نظریه فروید نیز شکل گرفت که قرار بود به انواع مختلفی از درمان رفتارگرایی ، شناختی ، معامله ای و تنوع بیشتر ایده اصلی او تبدیل شود. در حقیقت بدون فروید روانشناسی مدرن آنطور که ما می شناسیم وجود نخواهد داشت. از سال ۱۹۶۰ گوش جدیدی برای روانپزشکی ظاهر شد. همه درمانهای وحشیانه ای که هرگز جواب ندادند ، قرار بود جایگزین شوند ، نه نوع دیگری از موسسات بلکه یک جلیقه شیمیایی مستقیم از صنعت داروسازی. در حال حاضر مواد مخدر شکل جدیدی از درمان بود ، ناگهان مراقبت کم ارزش دیوانگان ، و روانپزشک می توانست یک پزشک واقعی شود و داروهای روانگردان را برای همه تجویز کند. بنابراین دورانی از فشار بر مواد مخدر آغاز شد ، جایی که اختلالات روانی جدیدی به منظور فروش بیشتر مواد مخدر ایجاد شد. در اوایل قرن ، کراپلین کتاب کوچکی به نام DSM (راهنمای آماری تشخیصی بیماری های روانی) را اختراع کرد و در آن کتاب لیستی از علائم روانی را ارائه کرد که اگر در یک نفر جمع شود به برچسب مشکل آنها مانند افسردگی ، اضطراب ، شیدایی ، هیستری ، همجنس گرایی ، رفتار غیراخلاقی و موارد دیگر. با گذشت سالها ، حرفه روانپزشکی به این کتاب اضافه می کرد و برچسب های جدیدی اختراع می کرد تا با دارویی برای مدیریت آن مطابقت داشته باشد.

امروزه ما نسخه DSM IV را داریم که نسخه بعدی آن تقریباً با شماره V. تکمیل شده است. در طول این سالها انواع روشهای جدیدی برای طبقه بندی احساسات انسانی به عنوان بیمار روانی کشف شده است. اختلالات دوقطبی ، ADHD در کودکان ، PTSD برای سربازان (شوک پوسته WW1) و بسیاری دیگر. در حالی که این برچسب ها ممکن است مفید باشد و برای برخی افراد به عنوان مشکلات واقعی شناخته شده باشد ، البته اکنون طبق روانپزشکی همه ما از لحاظ روانی بیمار هستیم ، اگر نه در این لحظه بلکه در طول زندگی. بنابراین آنها جمعیت ها را به مشتریان فعلی داروها و مشتریان احتمالی دارو تقسیم می کنند. امروزه سلامت روان یک حرفه نیست ، حتی یک شاخه پزشکی علمی نیست ، بلکه فقط یک بازاریابی از صنعت داروسازی است که سالانه میلیون ها دلار برای زنده نگه داشتن و گسترش اسطوره بیماری روانی پرداخت می کند.

شواهد؛

در اینجا من می خواهم برخی از حقایق را که خود گویای آنها هستند ذکر کنم.

• ۱۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان از داروهای روانگردان استفاده می کنند

• علاوه بر فلج کننده تعداد زیادی از افراد روزانه ، هر ماه داروهای روانپزشکی تخمین زده می شود که ۳۰۰۰ نفر در سراسر جهان کشته می شوند.

• ۷۰٪ از کل داروهای روانپزشکی توسط پزشکان عمومی تجویز می شود.

• ۳۷۴ اختلال روانی ذکر شده است. تقریباً همه آنها یک آزمایش علمی واحد برای اثبات وجود بیولوژیکی خود ندارند.

• داروهای روانپزشکی در سال ۱۹۶۶ ۴۴ بود ، اما امروزه به بیش از ۱۸۰ رسیده است.

• پنج داروی اصلی بیش از نیمی از کشورهای جهان درآمد ناخالص دارند.

• درآمد مواد مخدر بیش از یک سوم تریلیون دلار در سال است.

• برای ۲۰ میلیون کودک در سراسر جهان داروهای روانپزشکی تجویز می شود (ایالات متحده تنها ۹ میلیون نفر). بیشتر افراد زیر ۵ سال به دلیل مشکلات غیر علمی.

• هر ۷۵ ثانیه یک نفر به طور غیر ارادی یک موسسه روانی را تنها در ایالات متحده انجام می دهد.

• درمان با شوک الکتریکی هنوز مورد استفاده قرار می گیرد ، هرچند باعث از دست دادن حافظه می شود و مزایای طولانی مدت چندانی برای بیماران ندارد. این نقض مستقیم حقوق بشر است.

همه موارد فوق توسط کمیسیون حقوق بشر شهروندان مورد بررسی قرار گرفت و توسط برخی از برجسته ترین روانپزشکان و روانشناسان امروزه در سراسر جهان مورد حمایت قرار گرفت.

لیست طولانی بالا تنها نکته حماسه سوء استفاده از روانپزشکی است. این یک حرفه مبتنی بر پول و پول بیشتر است. اکثر داروهای موجود در بازار فقط به مدت کمتر از هشت هفته در آزمایشات بالینی مورد آزمایش قرار می گیرند تا قبل از تأیید FDA توسط گروهی از روانپزشکان که توسط شرکت های دارویی تحت نظارت آنها تأیید شده است ، تأیید شوند. امروزه حتی یک داروی پزشکی در بازار عاری از عوارض جانبی نیست که البته اثرات واقعی مصرف داروهای خطرناک برای بیماریهای روانی اغلب ساختگی است. شما نمی توانید یک مسئله زندگی را حل کنید که من آن را با مواد مخدر پوشانده ام و انتظار دارم احساس بهتری داشته باشید. مسئله هنوز وجود دارد – بنابراین شما باید داروها را برای یک عمر مصرف کنید تا هرگز به مشکلات واقعی خود فکر نکنید. البته با عوارض جانبی یک دارو ، بسیاری دیگر برای مبارزه با عوارض یکدیگر تجویز می شوند – بنابراین اکثر افرادی که مشکلات روحی را تشخیص می دهند ، تا آخر عمر به کوکتل داروها می پردازند. این مقدار پولی که مردم برای بیهوشی شیمیایی خود هزینه می کنند بسیار شگفت انگیز است ، در حالی که بخش کوچکی از این هزینه را می توان با مراجعه به یک مشاور ، روانشناس و درمانگر و در واقع رسیدگی به مسائل آنها و هرگز مجبور به مصرف دارو در محل اول هزینه کرد.

نتیجه گیری

روانپزشکی ، افراد معتاد را از کار می اندازد ، می کشد و ایجاد می کند. وقتی هزینه ها را به جامعه اضافه کنید واقعاً ساده است. آیا آنها هنوز در پزشکی مدرن هنوز جایی دارند؟ خوب بله ، آنها می توانند روی کمک به افراد مبتلا به اختلال شدید با درک ، مهربانی تمرکز کنند ، حتی زمانی که ممکن است مجبور شوند برای مدتی کوتاه بر آن فرد کنترل داشته باشند. با این حال ، برای اکثریت قریب به اتفاق بیمارانی که از داروهای روانگردان استفاده می کنند ، می توانند فردا آنها را متوقف کنند (یا حداقل آنها را به تدریج کنار بگذارند تا اثرات ترک دارو کاهش یابد) و شروع به مراجعه به یک درمانگر کنند. من یک مشاور متخصص در درمان شناختی رفتاری برای افسردگی و اضطراب ، تحلیل رفتار متقابل برای والدین ، ​​مهارت های ارتباطی ، استرس در محل کار و بسیاری از مسائل روزمره دیگر را که نیاز به بینش مهارت های عملی دارد ، توصیه می کنم. برای مشکلات شخصیتی با عصبانیت ، آشفتگی احساسی ، ناراحتی طولانی مدت و اختلال عملکرد ، روانکاو شاید انتخاب شما باشد. اکثر روانشناسانی که بیماران را در مشاوره درمان می کنند ، التقاطی هستند ، این بدان معناست که آنها از بسیاری از سبک های نظریه و عمل وام گرفته اند تا از مناسب ترین رویکرد بر اساس نیازهای هر مشتری استفاده کنند. این لیست بی پایان است ، اما هر درمانی که به شما کمک می کند تا ثابت بمانید ، مسئول اعمال خود باشید و به شما بینش در مورد انتخاب ها را بدهد ، بهتر از یک عمر مصرف دارو و ناراحتی است.

اگر احساس می کنید نیاز دارید – امروز به درمانگر مراجعه کنید – بیاموزید که چگونه از داروهای توزیع شده دور شوید و دوباره در زندگی هدف پیدا کنید.

منابع:

کمیسیون شهروندان حقوق بشر – ۲۰۰۹ – نقض روانپزشکی حقوق بشر

DVD ساخت یک قتل – پیوند شرکت های دارویی به روانپزشکی

راهنمای آماری بیماری روانی DSM -IV – نسخه ۴

R. Gross (1996) – روانشناسی – نظریه ذهن و رفتار – اشاره به یادداشت های تاریخی دارد. انتشارات هودر و استاکتون (کلمات ۱۶۲۲)



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *