فرمول ارتباط موثر

چرا برخی افراد در زندگی شخصی و در محیط حرفه ای خود بیش از دیگران موفق هستند؟ برخی از آنها شاید در خانه خود بسیار موفق باشند ، روابط خوبی با همسر و فرزندان خود داشته باشند ، اما مشکلات ارتباطی زیادی در دفتر خود داشته باشند: مشکلات با روسا ، اما روابط خوب با همکاران یا بالعکس ، روابط خوب با رئیس ، اما درگیری با سایر مدیران و زیردستان. دیگران دوباره روابط خوبی را در دفتر با هزینه ازدواج و زندگی خانوادگی خود برقرار می کنند: زمان زیادی در دفتر کار صرف می شود و خانواده در خانه نادیده گرفته می شوند و پشت سر گذاشته می شوند.

علت اصلی مشکل ارتباطات یا به عبارت دقیق تر: ارتباط موثر است. در واقع تعجب آور است که بسیاری از ارتباطات اغلب اوقات خوب پیش می رود. با این حال ، اگر یک مشکل ارتباطی رخ دهد ، این س :ال را مطرح کنید: چه مشکلی پیش آمد؟ معمولا یک سوال بی پاسخ باقی می ماند. تعداد زیادی کتاب ، مقاله و وب سایت به مشکلات ارتباط اختصاص داده شده است. برخی شواهد علمی از موانع و موانع ارتباطی ارائه می دهند ، اما یافتن راه حل های عملی را به خواننده واگذار می کنند. به دلیل کمبود زمان و تمرین ، پیاده سازی دستور العمل های بیشتر عملی دشوار است. به عنوان مثال ویژگی قاطعیت: این امر رایج شده است که قاطع بودن در زندگی روزمره مهم است. اما چگونه می توان قاطع بود اگر ذاتاً درون گرا باشد؟ در بالای شخصیت (برون گرا در مقابل درون گرا) ، مسأله فرهنگ وجود دارد: افراد برخی از کشورها به سادگی برون گرا نسبت به سایر کشورها هستند.

آیا داشتن یک فرمول ساده ارتباط م effectiveثر که بتواند در هر شرایطی مورد استفاده قرار گیرد ، بسیار مفید نخواهد بود؟ من فکر می کنم فرمول زیر مفید خواهد بود:

ارتباط م Eثر =

خود -علاقه + علاقه دیگران – عوامل مزاحم

یا

EC = SI + IO – DF

بیایید سه عنصر این فرمول را بررسی کنیم.

خود منافع

وقتی مردم ارتباط برقرار می کنند ، علاقه شخصی احتمالاً دلیل اصلی ارتباط است. یکی به مراتب بیشتر به منافع خود علاقه دارد تا منافع دیگران. در واقع می توان فرمول فوق را با بیان این که ارتباط برابر با منافع شخصی است ، حتی بیشتر ساده کرد. به همین دلیل ، ارتباطات به ندرت م effectiveثر است زیرا شخص در تلاش برای یافتن زمینه مشترک در فرایندهای تعامل نیست ، بلکه فقط به دنبال راهی برای برآوردن برخی از علایق کوتاه مدت است. مهمترین مشکل در ارتباطات احتمالاً عدم تقارن است. دو طرف مورد بحث برنامه های متفاوتی دارند و منافع متفاوتی دارند که با عدم تقارن ، دانش ، قدرت و اقتدار بیشتر پیچیده می شود. به همین دلیل ، مهارت ها و تاکتیک های مذاکره به یک ویژگی بسیار مهم تمدن مدرن تبدیل شده است. در قدیم ، قدرت بدنی عامل تعیین کننده ای بود که طرف مقابل را مجبور به سازش می کرد. به لطف تمدن ، اکنون می توان با ارتباطات به اجماع رسید. این فرایند تمدنی اساساً تغییر از فرهنگ ارتباطات “فرمان و کنترل” به فرهنگ “مذاکره و اقناع” است.

این تغییر منجر به تأکید بیشتر بر توانایی ارتباط م effectivelyثر کلامی و غیر کلامی با یکدیگر شده است. این همچنین به معنای آموزش بهتر است که در آن توسعه مهارت های گفتگو به عنوان ستون فقرات آموزش مدرن تبدیل شده است. یکی در سنین جوانی لازم است که بتواند افکار خود را به وضوح در ارائه های کلاسی ، مقالات ، گزارشات بیان کند و در پایان نامه های مختلف در زمینه های آموزش عالی اشاره ای نکند.

علاقه دیگران

علاقه دیگران احتمالاً مهمترین مسئله در بسیاری از کتابهای درسی در مورد ارتباط موثر بوده است. توانایی گوش دادن ، دریافت و بازخورد ، کنترل خشم (“مدیریت خشم”) ، حل تعارض ، مدیریت استرس و غیره ، توسط نویسندگان ، محققان ، مربیان مدیریت و غیره به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است.

مشکل این است که منافع دیگران با معرفی فناوری اطلاعات و توانایی تجارت کالا و خدمات در فضای مجازی اهمیت بیشتری یافته است. جهانی شدن واقعی احتمالاً قبلاً در فضای مجازی رخ داده است ، جایی که اقتصاد جهانی ۲۴ ساعته ایجاد شده است ، جایی که همه در سراسر جهان در حال مبادله کالا ، خدمات و اطلاعات هستند.

همه مشتری شده اند! این مهم است که به نیازهای دیگران به عنوان مشتری خود نگاه کنید. این مفهوم بازاریابی ابتدا در محیط های رفتار متقابلی مورد استفاده قرار گرفت ، اما در سازمانهای یادگیرنده مطرح شد و در حال حاضر به یک مفهوم مهم در همه گوشه های زندگی تبدیل شده است.

موضوع کشف علایق دیگران حتی توسط “ابزارهای” غیر علمی مانند طالع بینی ، عددشناسی و کارت های تاروت نیز نفوذ کرده است. قبل از کشف این ابزارها ، هنوز از بسیاری از ابزارهای علمی ارائه شده توسط روانشناسان استفاده می شد (و هنوز هم در حال استفاده است) اعم از روانکاوی ، تحلیل مکالمه ، تحلیل رفتار متقابل و انواع مختلفی که به درمان های مختلف بستگی دارد که بسته به میل خریدار م beثر است. جدی بگیرم یا نه

چگونه می توان علایق دیگران را کشف کرد؟ این امر نیازمند یک رویکرد فعالانه از طرفین است. دو استراتژی ممکن است مفید باشد. استراتژی اول استراتژی تأیید PAIR نامیده می شود: آروم کردن (گوش دادن ، همدلی کردن ، با نگرانی پاسخ دادن) حضور (به دیگری) ؛ تحقیق (جزئیات شرایط موضوع) ؛ حل و فصل کنید (در مورد اقدامات لازم تصمیم بگیرید). استراتژی دوم روش پنج مرحله ای نام دارد: گوش دادن ، پاسخ دادن ، تصمیم گیری در مورد اقدام ، اقدام و پیگیری.

عوامل ایجاد مزاحمت

سومین عنصر ارتباط م probablyثر احتمالاً سخت ترین است: نحوه حذف عوامل مزاحم یا چگونگی غلبه بر موانع ارتباطی. اساساً شش نوع موانع بین افراد در برقراری ارتباط وجود دارد: تفاوت در ادراک ، فیلترینگ نادرست ، مشکلات زبانی ، گوش دادن ضعیف ، حالات احساسی متفاوت و زمینه های متفاوت. برای غلبه بر این موانع ، باید مایل به اجتناب از ادراک انتخابی باشید ، پیامهای ضروری را محاسبه کنید ، از کلمات خاص و دقیق ممکن استفاده کنید ، همیشه تفسیر خود را از آنچه گفته شده تأیید کنید ، از احساساتی که در خود و در شما بوجود می آید آگاه باشید. هنگام برقراری ارتباط با دیگران ، سعی کنید آنها را کنترل کنید.

موانع ارتباطی نیز در درون سازمانها وجود دارد. اگرچه همه ارتباطات در معرض سوء تفاهم است ، اما ارتباطات تجاری بسیار دشوار است. موانع می تواند ناشی از: اضافه بار اطلاعات ، پیچیدگی پیام ، رقابت پیام ، وضعیت متفاوت ، عدم اعتماد ، ساختارهای ارتباطی ناکافی ، انتخاب نادرست رسانه ، فضای ارتباطی بسته ، ارتباطات غیراخلاقی ، ارتباطات ناکارآمد و حواس پرتی های فیزیکی باشد.

سه لحظه متمایز وجود دارد که می تواند موانع ارتباطی زیادی را در سازمانها ایجاد کند. در طول مذاکرات ، هنگام برخورد با مشتریان و برگزاری جلسات. وقتی در حال مذاکره هستید ، ممکن است موانع روانی ایجاد شود. این موانع روانی ممکن است از آن شما باشد یا متعلق به طرف مقابل باشد. آگاه باشید که مردم برخی از این موانع را دارند و به آثار آنها گوش می دهند. به دنبال علائم آنها در طرف مقابل (و در خود) باشید و از مهارت های ارتباطی خود برای کاهش یا کاهش این موانع استفاده کنید. برخورد با مشتریان به نوبه خود می تواند بسیار سخت باشد زیرا رضایت برخی از مشتریان سخت است و موقعیت های دشواری به وجود می آید. اگر سطح بالایی از خدمات ارائه نشود ، نتیجه نه تنها از دست دادن مشاغل ، بلکه اغلب افزایش تعداد مشتریان دشوار و حتی سوء استفاده کننده خواهد بود. آنها هنوز گم نشده اند. حرفه ای با آنها برخورد کنید.

فرایند مذاکره ، سرانجام ، تنش اساسی بین ادعا و ایجاد ارزش را نشان می دهد. مدعیان ارزش مذاکرات را صرفاً به عنوان یک فرایند خصومت آمیز می بینند. هر یک از گامهای جانبی سعی می کند تا آنجا که ممکن است با ارائه کمترین مقدار به طرف مقابل ، تا حد امکان یک پای محدود را مطالبه کند. هر یک از طرفین با استفاده از تاکتیک های دستکاری ، مشاجره های اجباری ، امتیازات محدود و چانه زنی های ارزشمند ارزش خود را اعلام می کنند. در مقابل ، ارزش آفرینان خواستار فرآیندی هستند که منجر به سود مشترک هر طرف شود. آنها سعی می کنند مزایای بیشتری برای هر طرف در مذاکرات ایجاد کنند. آنها بر علایق مشترک ، ایجاد روابط مشارکتی و مذاکره به شیوه ای دلپذیر و مشارکتی تأکید می کنند.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *